شهرموشها ، اولین فیلمی که حسنا جون در سینما دید
دختر قشنگمون ، 7 ماه و 4 روزت بود که برای اولین بار سینما رفتی ، حدود دو هفته بود که فیلم شهر موشها اکران شده بود و من خیلی دوست داشتم سینما بریم و این فیلم رو ببینیم آخه موقعی که بچه بودم این فیلم رو دیده بودم و خیلی خوشم اومده بود ، برای همین خیلی دوست داشتم شما رو هم ببریم البته اون موقع من مثل شما انقدر کوچولو نبودم ، برای همین همه می گفتن حسنا تو سینما نمی مونه و گریه می کنه ولی من و بابا می گفتیم دخترمون همیشه خانمه ، حتی تو سینما .
خلاصه اول می خواستیم با دخترعمه های سه قلوت بریم که قسمت نشد و وقتی خونه مامانی و بابایی مامان رفتیم ، این فیلم رو با اونا تو سینما سپهر شهریار دیدیم ، خیلی خوشت اومده بود و موقعی که موسیقی های فیلم پخش می شد همش دست می زدی و فقط اون قسمت هایی که "اسمشو نبر " می اومد مامانی چون قبلا دیده بود زودتر می گفت و من شما رو مشغول شیرخوردن می کردم که از دیدن اون گربه نترسی ، خلاصه خیلی خوش گذشت ، عالی بود و شما هم مثل همیشه عالی بووووووووووودی ، هزار ماشاله به به این دختر نازنین





شهرموشها ، اولین فیلمی که حسنا جون در سینما دید 
